انجمن علمی مددکاری اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی
دكتر سيد ناصر عمادي: -
تشخيص و درمان ضايعات ديررس پوستي در جانبازان شيميايي همواره مورد توجه سازمان
هاي بهداشتي و درماني داخل و خارج کشور بوده است، زيرا تاکنون هيچ منبع و مرجع
علمي نتوانسته عوارض دير رس گاز خردل را بطور کامل تشريح و تثبيت نمايد. در اين مطلب
با تعين شايع ترين عوارض دير رس پوستي در جانبازان شيميايي راهکارهاي درماني و
پيشگيرانه ضايعات پوستي مصدومين خردلي در آينده قابل طرح و بررسي مي باشد. اين مطالعه مقطعي (sectional
Cross) که از نوع توصيفي مي باشد، 800 تن از مصدومين
شيميايي که از سال 1362 تا 1367 در جنگ عراق عليه ايران در اثر تماس با گاز خردل
مجروح شده اند مورد معاينه باليني و درصورت نياز اقدام تشخيصي، پارا کلينيک و
هيستو پاتولوژي قرار گرفته اند. روش نمونه گيري بصورت خوشه اي و متناسب با
جانبازان مراجعه کننده به مراکز درماني استان هاي مختلف کشور بوده است که در نهايت
اطلاعات بدست آمده مشتمل بر نوع و محل ضايعات پوستي، سن، شغل، زمان و محل مجروحيت
و سکونت بود. ميانگين سني افراد مورد مطالعه 39/31 سال و بيشترين مصدوم را از
مناطق عملياتي فاو و شلمچه در سال هاي 1365، 1366 و 1367 و شيوع ضايعات پوستي به
شرح ذيل بدست آمد:
دسته اول: شامل ضايعات پوستي غيراختصاصي شامل: گرزوزيس 317 نفر (39درصد) هايپر
پيگمانتاسيون 152 نفر (19درصد)، آنژيوم گيلاسي 139 نفر (17درصد)، درماتيت، سبوره
102 نفر (12درصد)، اگزما 98 نفر (12درصد)، ضايعات آکنه اي فرم 93 نفر(11درصد)، تيناورسيکالر
56 نفر (7درصد)، نورس هاي ملا نوستيک متعدد 49 نفر (6درصد) و کهير و آنژيوادم 41
نفر (5درصد) داشته اند.
دسته دوم: نئوپلاسم بدخيم در حدود بيش از 1درصد يعني 9 مورد که به تفکيک 6 مورد
بازال سل کارسينوما (BBC)
و1مورداسکوموسل کارسينوما (SCC) و
1 مورد مايکوزيس فانگوئيد (MF) و
1 مورد درماتوفيبر و سارکوما تعيين و مشاهده گرديد.
دسته سوم: ضايعات اختصاصي بنام اسکار خردل که براي اولين بار بر اساس شکل، محل
ضايعه، تاريخچه درماني و عکس هاي سريال تعريف و تعيين گرديد. اين ضايعات در 44 نفر
(درصد5/5) از مجروحين مشاهده گرديد.
نتيجه گيري
با گذشت 15 تا 20 سال از مصدوميت شيميايي با گاز خردل، شايع ترين بيماري هاي پوستي
در 800 تن از جانبازان شيميايي خردلي مورد مطالعه از استان هاي مختلف کشور تعين
گرديد که از يک سو در مقايسه با آمار جهاني تعدادي ضايعات (گرزوزيس، اختلالات
پيگمانتاسيون، درماتيت سبوره، ضايعات آکنه اي فرم، تيناور سيکالر) شيوع بيشتر و
قابل توجهي دارند. www.ebtekarnews.com مهناز کرمی: ما می دانیم که اصطلاح " درمان " از نظر لغوی به معنی " معالجه " در مورد بیماریها به کار می رود تلاش من بر آن است که در این حیطه ، کاربرد چنین عبارتی را تصحیح کرده و تأکید کنم که درمانی که من از آن صحبت می کنم ، فراتر از برخوردی طبی است ( به جز مقوله محرومیت فیزیکی ) . اعتیاد یک بیماری نیست ، یک نشانه است . راهی و بهانه ای که به واسطه آن معتاد ، ناخوشی اش رخ می نمایاند و بی میلی اش به زندگی و ذات و بنیاد مسئله دارش پدیداری می شود نشانه ای از فهرستی مشابه فرار ، گرایش و اقدام به خودکشی یا هر علامت خارجی مشابه دیگری که " بیماری " را اعلام می کند . مددکاری اجتماعی برای معتادین و خانواده هایشان مهناز کرمی در آغاز تأکید می کنم در این مقاله صرفاً به مباحثی می پردازیم که مربوط به خانواده هایی است که یکی از اعضاء آنها ، بمدت سالیانی طولانی معتاد به مواد مخدر با الگویی سنگین بوده اند . کار با مصرف کنندگان مثلاً حشیش در مقایسه با موارد فوق تفاوت زیادی دارد هر چند که از نظر برخی جوانب ، که ذیلا ً به آن اشاره می کنیم ، مصداق می یابد و مشابهتهایی دارد . اما باز هم اختلافات فاحش و مهمی با هم دارند . در اینجا اشاره می کنم که مداخلات درمانی که برای آنها ارائه می شود در اصل بر مبنای چهار محور اختصاصی مشخص می شود : از طرفی درمان در پایه گروه و از سویی دیگر مداخلات مبتنی بر فرد ، پرداختن به جنبه اجتماعی زندگی که نتیجتاً انعکاس تصویر فرد از سوی دیگران را در پی دارد و توسط کارنامه اعمال و تلاشها به عنوان میانجی گر این فرآیند ، میسر می گردد . و نهایتاً یادگیری دوباره لذت و خشنودی از زندگی با گنجاندن فعالیتهای ورزشی و فرهنگی در زندگی روزمره . اکنون که در ابتدای نگارش این مقاله هستم بهتر است شما را در جریان ویژگیها و فرضیات کار خود بگذارم . پیش تر صحبت از مداخلات شیوه های درمانی کردیم . ما می دانیم که اصطلاح " درمان " از نظر لغوی به معنی " معالجه " در مورد بیماریها به کار می رود تلاش من بر آن است که در این حیطه ، کاربرد چنین عبارتی را تصحیح کرده و تأکید کنم که درمانی که من از آن صحبت می کنم ، فراتر از برخوردی طبی است ( به جز مقوله محرومیت فیزیکی ) . اعتیاد یک بیماری نیست ، یک نشانه است . راهی و بهانه ای که به واسطه آن معتاد ، ناخوشی اش رخ می نمایاند و بی میلی اش به زندگی و ذات و بنیاد مسئله دارش پدیداری می شود نشانه ای از فهرستی مشابه فرار ، گرایش و اقدام به خودکشی یا هر علامت خارجی مشابه دیگری که " بیماری " را اعلام می کند . به طور مثال ، اگر ثبورات جلدی ، تظاهر و نشانه ای از یک آشفتگی عملکردی داخل بدن باشد ، این بیماری با استفاده از کرم رنگ پوست که ثبورات را محو می کند درمان نمی شود . این همان کاری است که ما گرایش و عادت داریم در مورد اعتیاد انجام دهیم . فقط حذف مصرف مواد سمی ( مخدر ) چیزی نیست که در دراز مدت ، شایسته باشد نام درمان را روی آن بگذاریم . این خود یکی از فاکتورها و عوامل اساسی است که منجر به بروز درصد قابل ملاحظه ای از شکست های درمانی گزارش شده از مراکز بیمارستانی است . اما باید متواضعانه اضافه کرد که تا به امروز هیچ توصیه و تجویز رضایت بخشی نیز یافته نشده است . گویی باید یک روش اختصاصی برای هر فرد معتاد وجود داشته باشد و من کاری جز امید بخشی و تشویق هر فرد به تصویر و بررسی مجموعه عواملی که اشتراک نسبی در فرآیند همه انواع اعتیاد دارد ، نمی توانم انجام دهم . به عبارتی در برخورد با اعتیاد ، مددکار نمی تواند نقش جادوگری را انجام دهد و معجزه کند ، بلکه فقط می تواند نه فقط مددجو را ، که حتی خودش ( مددکار ) را از بروز خطرات ( صدمات ) واقعی و گریز ناپذیر ، بیشتر بر حذر دارد و برسد به این باور که خطر ( صدماتی ) همیشه وجود دارد . برای مثال ، اگر فرآیند درمان برای مددجو یا خانواده اش به گونه ای ناخوشایند باشد که آنها به فکر دنبال کردن درمان نزد درمان گر دیگری باشند ، این خود می تواند به عنوان یک نتیجه بد ( صدمه - خطر ) تلقی گردد . اگر در حالتی دیگر ، مددکار بار همه احساس گناه و نگرانی خانواده را بر دوش کشد ، چرا که شناخت کافی از روند واقعی درمان و حفاظت کردن خود از صدمات ناشی از آن نداشته است ، نه تنها کار مهمی از پیش نخواهد برد ، بلکه او واقعاً خود را در معرض شکنندگی و دلسردی قرار خواهد داد . که باز نتیجه بد ( صدمه - خطر ) است . چه خطرات و دامهایی وجود دارند که مددکار اجتماعی باید و ( می تواند ) ، ضمن تحت حمایت قرار دادن خانواده ای که یک عضو معتاد دارد ، از آنها جلوگیری ( پیشگیری ) کند ؟ اولین نکته که باید مورد توجه قرار گیرد تقاضا ( درخواست ) است . در هر روش درمانی که توسط مداخله گران فرآیند درمان اعتیاد انتخاب می شود ما به این قانون طلایی احترام می گذاریم : " هرگز ، هرگز نباید مداخله کرد ، هنگامی که هنوز تقاضای درمان صورت نگرفته باشد " . اگر درخواست کننده برای درمان فرد معتاد ، مثلاً همسایه ، وکیل یا پزشک متفرقه او باشد و از شما بخواهد که با خانواده تماس بگیرید ، اگر شما این کار را انجام دهید ، عملاً شما خودتان نقش درخواست کننده را داشته و از خانواده تقاضای آغاز درمان را دارید ! و این معنی ندارد . درخواست و تقاضا قطعاً باید از طرف یکی از اعضاء خانواده باشد ، در واقع این شخص باید با این سیستم خانوادگی غیر قابل تحمل و منشاء درد زندگی کرده باشد . اگر غیر از این باشد ، نباید امید هیچ تغییری را داشت . معتاد گرایش دارد که از شما انتظار معجزه داشته باشد ، اینکه بتوانید با یک چوب جادویی ، او را از این منجلاب به در آورید برای او همیشه " همه چیز ، همین الآن " عادت شده است ، مثل ماده ای که نئشه اش میکند برایش کافی است که پودر را به خودش تزریق کند ، برای اینکه سریعاً احساس دوباره اثر دلخواه با روشی غیر فعال و انفعالی ایجاد شود . اگر او منتظر روز و ساعت ملاقات نماند ، اگر تلاش و صبر را متحمل نشود و مسئولیتهایش را بعهده نگیرد و فرصتی را به شما ندهد که بتوانید کمک به نجات او کنید ، عملاً اصل واقعیت و روال آن ، گویی به فرار از او ادمه خواهند داد ... پس از اشاره به این نمونه ها ، جا دارد که به دستاوردی که برایم اصل اساسی است بپردازم : تقاضای یک فرد معتاد ، همیشه ( دوسویه - دوگانه ) است . او را منصفانه و صادقانه در کشمکش تقسیم شدن خود ، میان تمایل به ادامه مصرف مواد و تمایل به کنار گذاشتن آن ، می یابیم . این تناقض همواره زنده و بارور است ، حتی هنگامیکه از آغاز راه درمان مدتها گذشته باشد . در واقع همین تناقض ، ماده اولیه کار است ، تا روزی که معتاد موفق شود به برگزیدن و انتخاب ، حتی گاهی مدتها پس از اینکه مصرف مواد کاملاً کنار گذاشته شده باشد ، این حس وجود دارد . این هنگامی که او صحبت از تمایلش به مصرف دوباره می کند و یا هنگامیکه عود رخ می دهد ، برایتان آشکار و آشکارتر می شود . این یک شکست قلمداد نمی گردد ، بلکه داده ها و اطلاعات جدیدی بدست می آید که به ما امکان بیشتر برای پیگیری کارمان را می دهد . بنابراین مددکار می بایست مسلح به صبر باشد و آماده برای اینکه اغلب موارد ، کار درمان را از نو پی گیرد . وجود این الزاماً به معنی عدم داشتن اراده و کم بودن میل به ترک نیست . عده ای دیگر این پدیده را تحت عنوان نگرانی از ترک علامت ( اضطراب جدایی از نشانه ) توجیه می کنند . و مجموعاً روشی کاربردی و شناخته شده است برای بهره گیری از عوامل ناشناخته ای که بررسی آن مشکل به نظر می رسد . بعبارتی با هر مشکلی باید بدون سهل انگاری رویاروی شد و تدریجاً به مهارتهای حل آن نزدیک شد . در نتیجه ، انگار عملاً انتظار تقاضایی ایده آل ، نمی تواند وجود داشته باشد . حتی اگر یک معتاد ، برای شما قسم بخورد که می خواهد مواد مخدر را کنار بگذارد و هرگز دست به ادامه مصرف نزند ، باید بدانید که نمی توانید فقط بر مبنای کلمات هر چند با صداقتی واقعی و عمیق بیان گردد تصمیم بگیرید و ادامه روند درمان را پیش بینی کنید . پس از ذکر این نمونه ها پیرامون انواع تقاضا ، بد نیست که ببینیم چگونه می شود با اتخاذ برخی تدابیر ، روش کارمان را مؤثرتر سازیم . وقت آن رسیده که اشاره ای به وحدت نظر در تعهدات خدمات درمانی داشته باشیم . علاوه بر نکات کلاسیک ( متداول ) و مشخص مربوط به پرسنل مؤسسه از طرفی و تعهدات بین خانواده و مددکار اجتماعی ، از سویی دیگر باید دو نکته را در مورد مراجعین معتاد اضافه کرد : اولین نکته اینگونه مطرح می شود : بیمار متعهد می گردد که بدون استعمال و تأثیرپذیری از مواد و داروهای مخدر یا الکل یا هر چیز ممنوعه دیگر ، تحت نگهداری قرار گیرد . قید این معیار مانع از آن می شود که افراد تحت نگهداری به شیوه ای انفعالی عمل کنند و از این طریق زمینه تغییر واقعی در فرد فراهم می شود . اگر لازم باشد می توان تدابیری از جمله کنترل توسط آنالیز ادرار را نیز اعمال کرد ، چرا که برخی از معتادین ، به لحاظ مقادیر ( دوزهای ) جذب شده در بدن یا واکنشهای خاص به واسطه ماده مصرفی ، وضعیتی ظاهراً نرمال دارند ، حتی در موقعیت مصرف یا اصطلاحاً " موقعیت خطا " . بدون این معیار ، معتاد بیشتر متمایل به مصرف مواد خواهد شد ، بویژه در " موقعیتهای هیجانی " که از رویارویی می گریزد و در نتیجه آنچه به آنها گفته شده است ، ( مثلاً اینکه اجازه مصرف ندارد ) بسادگی فراموش خواهد شد و او خود را در وضعیت " مخاطب غایب " قرار می دهد . دومین نکته : مراجع خود را متعهد می کند که در ساعت مقرر ، خود را به مرکز نگهداری برساند و در آنجا حضور یابد و دقیقاخود را ملزم به رعایت ساعت قرار ملاقات ، همانگونه که تعیین شده بداند . این قاطعیت ساختارهای قانونی و روند تعیین شده را حفظ خواهد کرد و بعنوان عاملی نشانه یاب عمل می کند که معمولاً پیش از آن زمان وجود نداشته است . ضمناً بکارگیری این روش باعث میشود که فرد معتاد مرتباً بی مورد مراجعه نکند و تلفن نزند تا برای مددکار دنباله صحبتهای خانوادگی اش را بصورت پیغام و ... رد و بدل کند . مددکار هم با این شیوه دیگر خود را ناچار نمی بیند که تصور کند که انگار باید همیشه اطلاعاتی برتر را در مشت خود حاضر و آماده داشته باشد و خود را جوابگویی دائمی بداند و دیگر بر آن باور نیست که گویی باید متحد معتاد باشد و در مقابل امیال او ، وضعیتی که آزار دهنده و دست و پاگیر ( مزاحم ) در برابر خانواده است . با در نظر گرفتن چنین پیش بینی هایی ، کار می تواند شروع شود . آنچه باقی می ماند کمک کردن به خانواده است برای کشف و پی بردن به فرآیند عملکردی که چنین محصولی ( فرد معتاد ) را پدید آورده است . و اینکه با کمک اعضاء خانواده یک روش عملی که برایشان قابل قبول و رضایت بخش باشد پیدا کنیم . کاری که قطعاً امری ساده و کوچک نیست . قبل از اشاره کردن به اشتباهاتی که ممکن است به دام آن بیفتیم بنظر جالب می رسد که جالبتر باشد نگاهی داشته باشیم به برخی فرآیندهای کلاسیک ( رایج ) که برخاسته از خود سیستم ( خانواده ) است . بسیار حائز اهمیت است که ابتدا ، خانواده را نسبت به رفتاری که از بیمار سر می زند حساس کنیم . معتاد نشانه هایی را از کلیت خانواده به همراه خود دارد . با کمک فرصت آشکار سازی و صحنه های عینی و عملی فاش سازی در مراکز نگهداری ، باید خانواده را متمایل به پذیرفتن این واقعیت کرد که فرد معتاد به تنهایی مسئول اعتیاد خود نیست بلکه ا.و از سنگر اعتیاد ، پاسخگوی درخواست الزامی است که توسط دیگران ( اعضاء خانواده ) بر او اعمال شده است و او تقبل کرده که نشانه ای را که نمایانگر و دربرگیرنده مجموعه سیستم است به همراه خود داشته باشد و معرف آن باشد . مددکار باید با نهایت احتیاط خانواده را به درک این فرآیند بکشاند و برساند موضوع اصلاً این نیست که ما احساس گناه والدین را بیشتر کنیم زیرا که اولاً هدف ما چنین چیزی نبوده و ثانیاً در صورت بروز چنین احساس گناهی در آنها ، برای روبرو نشدن با این واقعیت ناخوشایند احتمالاً به تعهدات مشارکت در درمان پایبند نمی مانند و یا بعبارتی فسخ قرارداد در ادامه همکاری صورت می گیرد و بدینگونه حیات سیستم به همان شکل ادامه می یابد . حال آنکه هدف ما کمک به درک و پذیرش این موضوع بوده تا با پرداختن به آن ، از نتایج حاصله برای اصلاح سیستم بهره جوییم . بالاخره انجمن از حالت تعلیق(غیر قانونی......بعد ۴سال فعالیت قانونی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دراومد و میتونه به فعالیتش ادامه بده! اما دیگه حاالی واسه فعالیت نمونده......برای همین به احتمال زیاد هفته دیگه انتخابات برگزار بشه وبلاگ به کار خودش ادامه میده(ناراحت نباشین!) آسیب های آموزشی مددکاری اجتماعی با حضور اساتید مددکاری اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی،دانشگاه توانبخشی،دانشگاه شاهد،دانشگاه آزاد... زمان سه شنبه ۱/۱/۸۸ ساعت ۱۲ مکان:خیابان دکتر شریعتی،سه راه ضرابخانه،خیابان شهید داود گل نبی،دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی،سالن شهید مطهری از این به بعد به صورت ماهانه لیستی از کتابهای مرتبط با مددکاری و کتابهای متفرقه بر روی وبلاگ گذاشته میشه...... امیدوارماز این کتابها بهره کافی را ببرید.... لیست این هفته در مورد خانواده است مقدمه ای بر جامعه شناسی خانواده نویسنده:دکتر ساروخانی ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷ آدم سازی نویسنده:ستیر مترجم:آقای میراشک ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷ جامعه شناسی ازدواج و خانواده نویسنده:میشل آنتره مترجم:فرنگیس اردلان ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷ خانواده متعادل نویسنده:دکتر صافی نشر انجمن اولیا و مربیان ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷ خانواده متعادل نویسنده:دکتر شرفی نشر انجمن اولیا و مربیان ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷ کند و کاوی در دنیای نوجوانان نویسنده:دکتر شرفی ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷ خانواده و جامعه نویسنده:ویلیام بوجی مترجم:ویدا ناصحی ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷ مبانی روانشناسی خانواده نویسنده:دکتر افروز ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷ روانشناسی خانواده(همسران برتر) نویسنده:افروز ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷ کلیدهای تربیت در خانواده تک سرپرست نویسنده:پیک هارد مترجم:سارا رئیسی ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷مشاره ازدواج و خانواده درمانی نویسنده:دکتر شکوه نوابی نژاد ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷ *عشق هرگز کافی نیست نویسنده:پروفسور تیبرگ مترجم:مهدی قراچه داغی ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷ بچه های طلاق نویسنده:دکتر تایبر مترجم:توراندخت تمدن ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷ شاعر:علیرضا غزه من مددكار آمده ام تا از باغبان هاي كه آبي از عشق و مهرباني و معرفت و شور و انسانيت را به ريشه هاي خشك وجودم مي رسانند بياموزم كه بايد صبورتر باشم بايد گوش كنم، كه اين هنر انسان بودن است هنر عشق ورزي . آمده ام تا بياموزم كه چگونه دردها را ببينم و بي تفاوت از كنار آنها عبور نكنم .مي خواهم روزهاي بسيار زيادي را پشت نيمكت هاي دانشگاه بنشينم و باغبان ها، شكوفه هاي مهرباني و محبت را به من آموزش دهند تا من مددكار باشم . من به اين مددكار بودن خود افتخار مي كنم و مي دانم آن زمان كه زاده شده ام خدايم خواست كه مددكار باشم و يار انسانهاي بي كس. خدايم خواست تا مرا انتخاب كند تا متفاوت از ساير انسانها در كنار انسانها حركت كنم. سايه نباشم"حضور"باشم. خداوند خواست كه دوست داشتن و مهرباني سر لوحه وجودِ من باشد.من آمده ام قسم ياد كنم به عشق، به مهرباني، به خدا، به علي(ع)"بزرگترين مددكار عالم" كه تلاش كنم تا مددكاري واقعي باشم. این دفعه با معرفی کتاب در خدمتتون هستیم..... گرفته شده از وبلاگ www.peyamnama.blogfa.com با گسترش شهرنشینی و خیل مهاجرت از روستاها به شهرها و یا از شهرهای کوچکتر به شهرهای بزرگتر، آسیب های مختلفی به دلیل تداخل فرهنگی و برخی مسائل دیگر گریبانگر جوامع شهری و حتی خود ما شده است. از سویی عصر ارتباطات در کنار امتیازاتی که برای جوامع بشری داشته آفت هایی را نیز در پی داشته است، فلذا رشته های مختلف علوم انسانی، روانشناسان، جامعه شناسان و مددکاران به بررسی این موضوعات از نگره خود پرداخته اند. یکی از این موضوعات که همیشه مورد بحث بوده، مبحث مربوط به انحرافات اجتماعی بوده است که از شکل کلاسیک به شکل نوینی در جامعهی امروزی نمود پیدا کرده است. . . با گسترش شهرنشینی و خیل مهاجرت از روستاها به شهرها و یا از شهرهای کوچکتر به شهرهای بزرگتر، آسیب های مختلفی به دلیل تداخل فرهنگی و برخی مسائل دیگر گریبانگر جوامع شهری و حتی خود ما شده است. از سویی عصر ارتباطات در کنار امتیازاتی که برای جوامع بشری داشته آفت هایی را نیز در پی داشته است، فلذا رشته های مختلف علوم انسانی، روانشناسان، جامعه شناسان و مددکاران به بررسی این موضوعات از نگره خود پرداخته اند. یکی از این موضوعات که همیشه مورد بحث بوده، مبحث مربوط به انحرافات اجتماعی بوده است که از شکل کلاسیک به شکل نوینی در جامعهی امروزی نمود پیدا کرده است. جامعه شناسی انحرافات نوشتهی دکتر منوچهر محسنی است که کتابهای متعدد ارزشمندی در حوزه جامعه شناسی به تالیف رسانده است. این کتاب از جمله کتابهایی است که به زبانی ساده از دید جامعه شناسی به بررسی برخی گونه های انحرافات پرداخته، البته طیف وسیعی از این کتاب به شکل مقاله میباشد. در قسمتی از مقدمه کتاب، نویسنده به یکی از اهداف خود از انتشار این کتاب می پردازد وی امیدوار است که صرفنظراز ابعاد آکادمیک، این کتاب بتواند در تغییر آگاهی، نگرش،و رفتار مدیران ومجریانی که به نحو مستقیم و غیر مستقیم با پدیده های انحرافی مواجه هستند موثر افتد و در این زمینه گام ها سریع تر، منطقی تر و علمی تر گردند. همچنین براین باور است که با اعمال سیاست های مبتنی بر سرکوب و یا حذف موارد انحرافی و نادیده گرفتن عوامل ساختاری نمی توان به ریشه کن کردن این رفتارها پرداخت. نظر به اهمیت این کتاب، برخی از بخش های گزینش شده این کتاب در اختیار خوانندگان قرار می گیرد امید که انگیزه ای باشد برای خوانندگان تا کتاب را خریداری و از مطالعه آن لذت برند. در بخش "خشونت و جرم" این کتاب، اشاره ای تاریخی به پیشینهی خشونت درایران شده است که برای خوانندگان ایرانی می تواند نکتهی جالبی باشد: "پولاک" پزشک دربار قاجاریه در سفرنامه خود اشاره می کند: "ایرانی که از هر صاحب مقامی نفرت دارد میداند که چگونه در برابر هر کس سر فرود آورد. خوی جنگیدن و پرخاشگری در او کم است، مدتهای مدیدی شدیدترین فشارها را تحمل می کند ولی سرانجام با مشت محکم آن را در هم می شکند و با هتک حرمت از خانواده طرف، انتقام را به وی می چشاند. همواره از تقوا و عدالت دم می زند، نفرت خود را از ظلم و خودسری بیان میدارد، اما همین که دور به دستش افتاد خود جبار بی نظیری می شود و بدان اندیشه، ملک و مال دیگران را غصب می کند. مسئله ای که هنوز هم به تاریخ نپیوسته و در زندگی ما ایرانیان همچنان جاری است! در بیان دلایل خشونت ضمن بر شمردن عوامل محیطی و اجتماعی و برخی عوامل دیگر به یک عامل اشاره می کند که در نوع خود جالب می باشد و کمتر مورد توجه قرار می گیرد. در صفحه 121 این کتاب می خوانیم: بررسی انجام شده در امریکا حاکی از آن است که اغلب قتل ها در اواخر بهار و به ویژه تابستان صورت می گیرد، ایامی که قاتلین و قربانیان بالقوه که با هم خویشاوند، دوست و یا آشنا هستند به نسبتی بیش از افراد ناآشنا در کنار یکدیگرو به ویژه در اماکن عمومی نظیر کافه و رستوران ها به دور هم جمع می شوند و در میان آنها نوشیدن مشروبات الکلی هم رواج دارد. در امریکا در طول فصول پاییز و به ویژه زمستان میزان قتل کاهش قبال توجهی مییابد. هر چند که این نسبت در ایام تعطیلات ماه های دسامبر – ژانویه مجددا افزایش می یابد. در بخش "انحراف و حیات جنسی" ضمن بررسی موضوعاتی همچون هم جنس گرایی، خشونت جنسی ، صور مختلف روسپگیری، روسپیگری در جهان به موضوع جالبی در خصوص روسپیگری می پردازد. رابرت پرکینز – جامعه شناس - طی تحقیقاتی در خصوص زنان روسپی به نکتهی قابل تاملی اشاره می کند، وی می گوید: در میان این زنان نیز گرایش به روی آوردن به زندگی خانوادگی به شکل سنتی آن وجود دارد، تمایل دارند اگر فرزندی دارند به گونه ای سالم تربیت شود، سطح تحصیلی آنان تفاوت معنی داری با جمعیت کلی زنان ندارد، و نسبت قابل توجهی از آنان بدون دوست و بدون عشق و محبت نیستند و به زندگی خصوصی خود نیز علاقمند می باشند. خودکشی، الکلیسم، اعتیاد به مواد مخدر،تروریسم و جنگ،انحرافات رسانه ای و رایانه ای از مباحث دیگری هستند که به خوبی در بخش های مختلف این کتاب مورد بررسی قرار گرفته اند و چنان زیبا نگاشته شده اند که خواننده علاقمند نمیتواند به بکبار خواندن این کتاب بسنده کند. در پایان کتاب نیز به برخی از راهکارهای موثر در پیشگیری از این گونه از انحرافات پرداخته شده است. وقتي به جهان امروز و تحولات آن نظري افکنيم درمي يابيم که خانواده ها با مسائل متعددي من جمله مشکلات زندگي خانوادگي ، اشتغال ، بيماريهاي جديد ، اعتياد ، چگونگي ارتباط با فرزندان ، تغييرات بسياري در نظام ارزشي ، اشتراک مساعي و مسائل ديگر مواجه شده اند . فراواني و تنوع اين مشکلات باعث گرديده که اکثر خانواده ها درگير مسائل دروني خود باشند و اين امر در نهايت تأثير سوئي بر کارکرد مطلوب خانواده مي گذارد . براي خانواده در جهان امروز ضرورت دارد که مطابق چالشهايي که در برابرش ايجاد شده دانش افزايي و مهارت آموزي را در خويش بعنوان يک قاعده بپذيرد . اما تا زماني که شناختي نسبت به چالشها و تغييرات نداشته باشد قدرت مقابله با آن را نخواهد داشت . چرا که توجه به آينده و دورانديشي و پيش بيني تغييرات يکي از مقوله هاي اساسي و مهم در عالم انديشه به شمار مي رود . يکي از مهمترين اين چالشها مفهوم سلسله مراتب و منابع قدرت در خانواده است . تا اواسط قرن نوزدهم تصورعمومي از خانواده ، خانواده گسترده تر ( پدرسالار ) بود . اين نوع خانواده با وجود تمام تفاوتهايي که بر حسب نواحي مختلف جهان و طي مراحل تاريخي پيدا کرد ، در دو ويژگي ثابت ماند . وقتي به ريشه کلمه خانواده نگاه مي کنيم مي بينم که کلمه family از لغت يوناني فاميليا ، فامولوس familia ، famulus به معني مستخدم و برده گرفته شده است و از لحاظ تاريخي فاميلي به نوعي اتحاد خانگي اطلاق مي شد که افراد آزاد و برده را با هم شامل بود . در زبان فارسي نيز خانواده معناي خاندان ، دودمان ، اهل و عيال و خانه و اسباب خانه ، خويشان ، و اهل و عيال ، دولت و ثروت مخصوصاً ثروت موروثي قابل حمل دارد . تغيير ديگري که در خانواده هاي امروزي اتفاق افتاده و خانواده را با يک چالش عظيم روبرو مي کند تغيير در نظام باورها و ارزشهاي والدين و فرزندان و زن و شوهر مي باشد . امروزه فرزندان ارزشهاي اعتقادي منطقي تر از ارزشهاي اعتقادي والدينشان دارند . کودکان و جوانان ارزشهاي احساسي والدينشان را به زير سئوال مي کشند و آنها را به چالش دعوت مي کنند و از آنجا که زبان مشترکي بين آنها وجود ندارد مباحثه به مجادله کشانده مي شود و عاقبت والدين آنها را نسلي ناسپاس ، غيراخلاقي و بي اعتقاد قلمداد مي کنند . چالش ديگر در پيش روي خانواده ، اشکال جديد خانواده ميباشد ، علاوه بر تغييراتي که در شکل ، ساختار ، وظايف و نقش و انتظارات خانواده گسترده به هسته اي رخ داده امروز جهان با اشکال متنوعي از خانواده ها روبرو شده . خانواده هايي با مرزهاي سيال خانوادگي ، خانواده هايي با روابط غيربيولوژيک . جامعه امروز با چالش بزرگ خانواده هاي با مرزهاي سيال روبروست . خانواده هايي که در ان ساختار سلسله مراتب سني و جنسيتي وجود ندارد . شايد حتي لازم باشد که از « خانواده » بر اساس فراواني تعامل و نه مبناي ژنتيکي آن تعريف جديدي به عمل آورد . همچنين پديده رو به افزون اشتغال زن به عنوان يک چالش اساسي باعث گوشه گيري فزاينده اعضاي خانواده نسبت به يکديگر مي شود . زن و شوهر نسبت به خانواده هاي سنتي فرصت و انرژي کمتري براي سرمايه گذاري روي ديگران دارند . ارزشها و اولويتها تغيير پيدا کرده و از آنجا که زمان کار درآمدزا بر زندگي خانواده غلبه دارد ارزشها و انتظارات فرد شغال نيز تفکر و تصميم گيريهاي او را سخت تحت تأثير قرار مي دهد . يکي از چالشهاي عمده در سالهاي جاري و هزاره سوم از نو شکل دادن روابط کار و خانواده ، افزايش بهره وري و ايجاد فرصتهاي جديد براي نزديکي اين دو است . اين چالش مستلزم افزايش آگاهي و صداقت در مورد پيچيدگي مسائل خارج از خانه است . نهادهاي اجتماعي که در برابر تغييرات مقاومت مي کنند بايد کم کم فرآيند انطباق و از نو شکل گيري را آغاز کنند . يکي ديگر از چالشهاي جهان امروز توجه افراطي به نقش زن و حمايتهاي فمنيستي از اين قشر است . توجه افراحي صرف به هر دو جنس راه را به خطا ميبرد . بايد مراقب بود که مصلحين جامعه و آحاد عمومي جامعه بواسط دفاع از حقوق زن ،حقوق مردان ضايع نشود و يا زنان در تب و تاب بدست آوردن حقوق خود از حقوق کودکان که زنان و مردان آينده جامعه خواهند بود منحرف شوند و به باطل گرايش يابند .
پيشنهاد
الف) بازبيني گسترده و دقيق داده ها.
ب) جمع آوري اطلاعات دقيق از افرادي که تماس با گاز خردل داشته اند و سپس تقسيم
بندي آنها بر حسب شدت تماس، محل تماس، مدت تماس و نوع ضايعات جلدي اوليه به گروه
هاي مختلف و هم سطح.
ج) معاينه سريال و منظم قربانيان گروه هاي مختلف (بويژه مبتلايان به اسکار خردل) و
مقايسه آنها با گروه هاي جور شده از افراد مواجهه نيافته است.
د) طراحي مطالعه آينده نگر که با در معرض قرار دادن حيوانات آزمايشگاهي بتوان
نتايج مفيدي را از علائم و عوارض گاز خردل و پيشگيري و درمان آن بدست آورد
نتيجه
1 ) شواهد موجود از جهت نوع، محل و شدت ضايعه حاکي از وجود يک
رابطه علت و معلولي بين خردل و ضايعات جلدي است.
2 ) مواجهه ضعيف تا متوسط خردل (اريتم و ادم) بعد از گذشت 2 دهه
احتمالا ضايعات جلدي مشخص و ماندگاري نخواهد داشت.
3 ) مواجهه حاد و شديد يا مزمن و طولاني با حداقل مقادير سمي مي
تواند منجر به اختلال رنگدانه اي، اختلال کراتينيزاسيون، بروز درماتيت و نهايتا
نئوپلاسم هاي جلدي گردد.
4 ) اگر سطح وسيعي از پوست با غلظت نسبتا بالاي خردل مواجه شود،
امکان جذب سيستماتيک از طريق پوست که منجر به اختلالات ريوي و خوني گردد وجود
دارد. 
بر گرفته از سایتwww.dchq.ir
منبع خبر: روزنامه حمایت صفحه اندیشه 30-8-84
اهدافی که بیشتر انتخاب میشوند، معمولا کمکردن وزن، پساندازکردن، پیداکردن یک شغل بهتر، خوردن غذاهای سالم، کاهش استرس، مسافرتکردن، کمکهای خیرخواهانه، مستقلتربودن، یادگرفتن چیزی جدید و ... است.
اما نکتهی جالب این که در تحقیقی که گروهی از پژوهشگران انجام دادند، در حالی که ۵۲ درصد افراد از موفقیت در تصمیمات و اهداف انتخابی خود مطمئن بودند، تنها ۱۲ درصد افراد در پایان سال به اهداف ابتدای سالشان رسیده بودند.
پس بهتر است اهدافمان را واقعبینانه انتخاب کنیم و برای رسیدن به آنها تلاش کنیم
![]()
آقاي پپسي کولا ! کاري کنيد که غزه در محاصره کامل است
آقاي فانتا !
تو کاري کن
که زمزم الحرمين ، کاري نمي کند ، اهرام مصر! ، خداي معبد آمون!، خوابگزاران اعظم ،
کاري کنيد
که من خواب سه مار سياه ديده ام ، که مغز سيصد و شصت و پنج روز را ، در سيني ماه ، مي بردند بر سر ، خواب سيصد و شصت و پنج ستاره خوني و خواب نيل که با ساطور سيصد و شصت و پنج تکه شد
من خواب يوسف را ديدم ، در چاه نفت افتاده بود
و تاجران دلار بر سر چاه
فرياد مي زدند:
- هفتاد سنت بالا!
- دو دلار کم!
من خواب ناوها و شمشيرها و باران ها ديده ام
ديدم که جمال عبدالناصر با اسب از دروازه رفح گذشت و عزالدين قسام و صلاح الدين دروازه هاي غزه را
گشوده بودند
خواب سه مار سياه بر شانه هاي حسني مبارک و شاه چموش اردن و امير پرفسورالريش!
ديدم که پادشاهان عرب خوراک مغز جوانان غزه را در سه ديس کنفرانس به پادشاه کشور يأجوج
تقديم مي کنند
آقاي بي بي سي!
گويا نيوز!
بالاترين!
شما کاري کنيد!
چرا کسي کاري نمي کند براي غزه تعبيري براي خواب من زخمي
مارادوناي عزيز پرتقالي!
تو کاري کن!
شيخ بدون چشم ! صاحب فتواي زمين نمي چرخد
و عکس حرام...
امير نفت! که با برادر ناتني ات عربي رقصيدي
يک غلطي کن!
خوانندگان رپ و راگ! شما کاري کنيد!
که غزه در دهان گرگ است
به پاپ ژان پل چندم مربوط نيست به صاحبان کليسا نه به خادم الحرمين به الازهر به کبارالعلما
هرگز!
آنان براي فتوا بر عليه نماز با دست باز
آنان فقط
براي مصرف صابون و ادکلون
مُحرم شدن
و انتخاب حلق و تقصير و حرمت صيد حرم آفريده شده اند
آقاي اسکولاري!
تو کاري کن!
آقاي چلسي!
خانم هاليوود!
شما کاري کنيد!
خانم آيشواريا!
عروس آميتاباجان عزيز!
شما کاري کنيد!
و شما اي اسب هاي اصيل عرب! نه از نژاد ذوالجناح ايد نه از نژاد براق از نژاد اينترنت ايد و چت روم و آزمايشگاه از نژاد يورو و جکوزي سوارانتان را کشتند و پادشاهانتان را اخته کردند
مردانگي تان را کشيدند
تا در مسابقات پرش
همچنان سواري بدهيد و رستگار شويد
که شيوخ عرب بزغاله و وزغ را بر شما مسلط کرد
با اين همه هنوز شما ،مردتريد از آن سه مار
شما کاري کنيد
که سازمان ملل تعطيل است!

نوشته شده در 88/07/15ساعت
0:2 توسط فراهانی| |
نوشته شده در 88/03/15ساعت
11:18 توسط فراهانی| |
سلام
نوشته شده در 88/02/26ساعت
8:51 توسط فراهانی| |
همایش بزرگ
نوشته شده در 88/01/29ساعت
9:4 توسط فراهانی| |
New Year's resolution مانند یک تعهد شخصی است که در شروع سال جدید دربارهاش تصمیم میگیریم. این تصمیم میتواند تغییر یک عادت، تحول در شیوه زندگی یا هر مورد شخصی دیگری باشد.
نوشته شده در 88/01/15ساعت
9:27 توسط قلیچ خانی| |
نوشته شده در 87/11/26ساعت
9:5 توسط فراهانی| |
نوشته شده در 87/11/07ساعت
20:44 توسط قلیچ خانی| |
نوشته شده در 87/11/06ساعت
18:48 توسط طاهری| |
نوشته شده در 87/11/01ساعت
11:2 توسط فراهانی| |
نوشته شده در 87/09/30ساعت
9:8 توسط قلیچ خانی| |


